تبليغاتX
مهدی منتظر ماست... 
 

 

رحمت واسعه ی خدا ظهور پیدا نمی کند مگر...

  

   می دانیم قلب انسان،اصل انسان است و قلب،بیش از یکی نیست.انسان کامل یعنی امام زمان،قلب عالم است و همچنان که قلب مرکز احساسات و شعور آدمی است،امام زمان شعور کل عالم هستی است و همچنان که انسان هر چه دارد در رابطه با قلبش دارد،ما هر چه از انسانیت بهره داریم،در رابطه با امام زمانمان خواهیم داشت.

   اگر کسی شیرینی بخواهد باید از عین شیرینی که شکر است بگیرد.پس اگر کسی انسانیت بخواهد،باید انسانیت را از طریق ارتباط و توجه به انسان کامل بگیرد؛چرا که  هر لطفی از الطاف خداوند مسیر خاص خودش را دارد.به عبارت دیگر،وجود همیشگی حجت در میان مردم،یعنی لطف خداوند در جهت کمال و سعادت انسان.وجود حجت الهی،از بزرگ ترین نعمت ها و عنایت های خداوند است و از نشانه های اعظم رأفت و سعه ی رحمت رحیمیه و رحمانیه حق تعالی است.در حقیقت،رحمت واسعه ی رحیمیه ی حق تعالی ظهور پیدا نمی کند،مگر به وجود و حضور دائمی حجتش!

   لذا حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگام رفتن می فرمایند:"إنی تارک فیکم الثقلین:کتاب الله  و عترتی".ایشان فقط قرآن را کافی معرفی نمی کنند؛بلکه حجت را هم در کنار قرآن،تا قیام موعود و پس از آن هم تا قیام قیامت،نشان می دهد.

   انسان در سایه ی هدایت انبیا و اولیای الهی دین حق را می شناسد و سعی می کند خود را با آن تطبیق کند.دین داری فقط با معرفت امام محقق می شود،به طوری که اگر کسی امام شناس باشد،در واقع خداشناس و پیامبر شناس هم هست.با وجود معرفت به امام،اصل وجود دین محفوظ است.

   در حقیقت خدا با دادن نعمت وجود حجت،طریقی را برای بندگان خویش گشوده تا به هدف خلقتشان-که همانا بندگی حق تعالی است برسند.اهل بیت،بهترین مربیان بشر در خداشناسی هستند.آن ها باب های ورود به مسیر بندگی حق تعالی می باشند که امیرالمومنین در این باره می فرمایند:"خداوند متعال اگر می خواست خودش را مستقیما و بی واسطه به بندگان می شناساند،ولی ما را باب و راه و طریق خود و آن جهت و سویی که باید از آن داخل شوند،قرار داده است.بنابراین کسانی که از ولایت ما روی گردانند،یا دیگری را بر ما ترجیح می دهند،از صراط [مستقیم] می لغزند.آن ها که مردم به ایشان چنگ زده اند [با ما] مساوی نیستند.زیرا مردم به سوی چشمه های آب تیره رنگی که بعضی از آن ها به بعضی دیگر می ریزند،روی آورده اند،اما کسانی که به سوی ما آمده اند به سوی چشمه های زلالی روی آورده اند که به فرمان پروردگارشان جاری است،آب آن ها تمام نمی شود و خشک نمی گردد."

  ائمه واسطه های فیض الهی هستند و اگر کسی به ایشان مراجعه نکند به توحید حقیقی و معرفت راستین نائل نمی شود.ایشان چون ساخته ی دست عنایت و لطف خدا هستند،ریشه و منشأ هر خوبی می باشند و همه ی خوبی ها از شاخه ها و ثمرات وجودی درخت اهل بیت است...

 

نوشته شده توسط مریم سرآبادانی در دوشنبه 1390/12/08 ساعت 22:22|





امام،راه مقابله با شیطان

 

   شیطان سر راه مستقیم ما نشسته و با ترفندها و راه های گوناگون،در ما فکر و وسوسه القا می کند و امروز خیلی بیشتر از دیروز فعال است؛اما همه این را نمی فهمند!باید امام شناس بود تا شیطان شناس شد؛چون امام شناسی،شیطان شناسی را برای انسان باز می کند و در حقیقت،نور امام است که هر ظلمتی را –هر چند با جاذبه ها پوشیده شده باشد-کاملا نشان می دهد.

   امامت،پایه ی همه ی اعتقادات ماست  اگر از همان اول خلقت آدم،امام را برداریم،می بینیم چیزی ادامه پیدا نمی کرد؛زیرا از همان آغاز وقتی شیطان،آدم را فریفت،آدم به حجت و امام توسل پیدا کرد که توبه اش قبول شد و توانست برگردد؛و گرنه شیطان کار خودش را می کرد!

   آخر چگونه می شود ما انسان های ضعیف،در میدانی که شیطان-دشمنی که دیده نمی شود-با حقه ها،خستگی ناپذیری ها و جاذبه ها ی مختلف در کمینمان نشسته،پناهگاهی نداشته باشیم؟!ما برای این که بتوانیم با این دشمن قوی پنجه در طول زندگی مان خوب و قوی مبارزه کنیم،به امام نیاز داریم.لذا خداوند بر اساس لطفش برای ما امام نصب کرده است.

   حال،دست و پنجه نرم کردن با شیطان با این اوصاف و احوال،به جسم امام و شناخت شناسنامه ای او نیاز دارد،یا به ارتباط با او و ادراک حضورش؟یقینا ارتباط و حضور؛و گرنه خیلی ها با پیامبر و ائمه علیهم السلام بودند ولی چون حضوروارتباط نبود،نتوانستند حدّ شیطان را پاره کنند.پس این که وقتی امام در غیبت است،ما نمی توانیم با شیطان بجنگیم،از وسوسه های شیطان است؛چون وجود امام با توجه به فضل الهی،در تکوین و تشریع،حضور دارد و با ارتباط وجودی است که می توان از فیوضاتش بهره مند شد؛نه این که صرفا نزدیکی به جسم امام لازم باشد.

   بنابراین توسل ما به امام زمان عج الله فرجه-که بنا به لطف خدا،اسلحه،پناه و وسیله ای است که در معصیت به او پناه می بریم و در طاعت،مسیر را از او اخذ می کنیم-در حقیقت،ارتباط با او و یافتن حضورش در وجود است؛"بموالاتکم...أصلح ما کان فسد من دنیانا". "و جعلته لنا عصمة و ملاذا"

   در لطف خداوند جبر نیست؛یعنی چنین نیست که همه مجبور باشند تحت جاذبه ی آن لطف قرار بگیرند.اما به هر حال،فضل خدا این است که کاری کند تا بندگان با اختیار،به طاعت و بندگی او نزدیک و از معصیت دور شوند و این فضل را با فرستادن پیامبران،انزال کتب و اصل امامت و تبیین مسیرها،ثواب ها و عقاب ها به وسیله ی آن ها تحقق می بخشد.

 

حجت،عامل عبودیت،شناخت و عرفان

   "هر کس به تناسب معرفت و تقوای خود از انجام گناه پرهیز می کند و خداوند با ایجاد شرایط و زمینه هایی،می تواند معرفت و تقوای هر کس را چنان ارتقا بخشد که دیگر دور و بر معصیت نگردد و اهل طاعت شود.پس خداوند بر اساس فضلش همه ی زمینه ها را برای انسان تا آن جا که به مرحله ی اجبار و الجاء نیانجامد،فراهم می کند تا همگی در مسیر هدایت و اطاعت الهی قرار گیرند"

   خداوند بر اساس فضلش راه عبادت و طاعت و راه دوری از معصیت را تمسک به دامن امام قرار داده است؛چنان که در زیارت جامعه ی کبیره می خوانیم:"ای ولی الله،بین من و خدا گناهان زیادی است که من آن ها را خدمت شما آورده ام؛چرا که خداوند رعایت امر خلقش را به گردن شما گذاشته؛پس به همین قسمتان می دهم که واسطه گری کنید و گناهان مرا بردارید.

   امام صادق علیه السلام می فرماید:"زمین از روزی که آدم خلق شد،از حجت خالی نبوده است؛یا حجت ظاهر و شناخته شده یا حجت پنهان و مستور؛و همچنان نیز از حجت خالی نمی ماند تا قیامت بر پا شود،و اگر جز این بود خداوند پرستش نمی شد!"

   امام و حجت،عامل عبودیت،شناخت و عرفان است و اگر زمین از حجت خالی شود،عبودیت محقق نمی شود.اگر حجت نبود،آدم به مسیر بهشت بر نمی گشت؛چرا که بنا بر روایات،کلماتی که به او از درون خودش القا شد و با آن به خدا پناه برد،همان حجت بود؛"فتلقی من ربه کلمات فتاب علیه..."پس مسیر عبودیت،با تمسک به حجت الهی برایش باز شد.

   همچنین خداوند در قرآن به پیامبر می فرماید:"وما کان الله لیعذبهم و أنت فیهم..."،تا زمانی که تو در میان آن ها هستی،خداوند آن ها را عذاب نمی کند؛پس اگر حجت نباشد،عذاب الهی می رسد؛عذاب الهی یعنی نبودنِ عبودیت!

   بنابراین به خاطر جهل،خودخواهی و خواسته های دل که همه در مسیر آن موجود ملعون و عامل فساد یعنی شیطان است،اگر استمساک به حبل ولایت امام نباشد به هبچ عنوان راه کمال برای بشر باز نیست.پس ،از لطف و فضل خداوند است که امام را مثل پدری مهربان برای بشر خلق کند،چه در "ظاهر مشهور" و چه "غائب مستور"؛تا انسان را در آغوش خود گیرد،او را تغذیه و پرستاری کند و در نهایت به کمال لایقش برساند.

   حضرت بقیة الله عج الله فرجه در توقیعی می فرمایند:"من برای اهل زمین امان هستم؛چنان که ستارگان برای اهل آسمان امان هستند."

   همچنین ایشان خود را این گونه معرفی کرده اند:"من خاتم اوصیاء هستم و خداوند گرفتاری ها را به وسیله ی من از بستگان و شیعیانم دفع می کند."

   ابن عباس نقل کرده است که رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم فرمود:"در شب معراج ندای پروردگار را شنیدم که فرمود:"ای محمد!عرض کردم:لبیک ای خدای با عظمت،لبیک!...پس به من فرمود:آیا از آدمیان وزیر و برادر و جانشین برای بعد از خودت انتخاب کرده ای؟عرض کردم:پروردگارا!چه کسی را انتخاب کنم؟خدایا خودت برایم معین کن!پس خداوند به من وحی کرد:من برایت از آدمیان علی را انتخاب کردم...و این موهبت را به تو ارزانی داشتم که یازده "مهدی" از نسل علی به وجود آورم که همگی شان از دختر دوشیزه ی تو هستند و آخرین آن ها کسی است که عیسی بن مریم پشت سر او نماز می گذارد؛زمین را از عدل پر می کند،چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد.به وسیله ی او بندگانم را از هلاکت نجات می دهم و از گمراهی هدایت می شوند و نابینا را به وسیله ی او بینا می کنم و بیمار را شفا می دهم."

   آیا از خود نپرسیده ایم چرا اسم امام،مهدی و هادی است و اگر می گویند گردن گنهکاران را می زند،پس اسم هادی اش کی ظهور پیدا می کند؟!باید بدانیم این حرف شیطان است.او همه ی ما را هدایت خواهد کرد.اگر درست حرکت کنیم،او را خوب بشناسیم و با این ملجأ و پناه ارتباط داشته باشیم،می فهمیم که گردن زدن برای همگان نیست...

نوشته شده توسط مریم سرآبادانی در جمعه 1390/07/29 ساعت 16:7|




Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.